العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )
191
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )
ميان بردن منفعت مانند وارد ساختن درد است و اگر خداوند دردى بر شخص وارد سازد بى آنكه او بفهمد او مستحق عوض خواهد شد ، پس همچنين است وقتى منفعتى از او فوت مىگردد بىآنكه او آگاه باشد ، به عقيده من اين بيان تمام نيست . سوم : فروفرستادن اندوهها ، به اين صورت كه خداى متعال اسباب اندوه را پديد آورد . چون اندوه نزد عقل به منزلهء ضرر و زيان است [ و حكم همان را دارد ] ، خواه اندوه علم بديهى به رخ داد مصيبتى يا رسيدن رنجى باشد ، يا گمانى باشد ، مانند آن كه شخص با ملاحظهء نشانه و شاهدى بر رسيدن ضرر و زيان يا از دست رفتن منفعت ، اندوهناك گردد ، يا علم اكتسابى باشد ؛ زيرا خداى متعال كسى است كه دليل [ بر امور ] را قرار مىدهد و شخص را به نظر و تأمل در آن برمىانگيزاند و نيز اوست كه نشانههاى گمانآور را قرار مىدهد . و چون سبب اندوه از سوى خداوند است عوض نيز بر عهدهء او مىباشد . و اما اندوهى كه منشأ آن خود بنده است و نه خداوند مانند آنكه بنده به جست و جو بپردازد و آنگاه به خطا معتقد شود كه زيانى به او خواهد رسيد يا نفعى از كف او خواهد رفت ، عوضى در آن بر خداوند نخواهد بود . اگر خداى متعال با او كارى كند كه اگر از آن آگاه مىشد اندوهناك مىگشت ، مانند آنكه مالى را از او تباه سازد بىآنكه او تا هنگام مرگ از آن آگاه شود ، در اين صورت مستحق عوضى در برابر آن نخواهد بود ، زيرا او در صورت عدم آگاهى از آن نسبت به آن اندوهناك نخواهد بود . چهارم : امر كردن خداوند بندگانش را به وارد ساختن درد بر حيوان و يا مباح نمودن آن ، خواه امر خداوند [ و كشتن حيوان و در نتيجه آزار ديدن آن ] بيانگر وجوب آن باشد ، مانند امر به ذبح حيوان براى حج ، كفاره و نذر ، يا آنكه بيانگر استحباب باشد ، مانند قربانىها ، در همهء اين موارد عوض رنجى كه بر حيوان وارد مىآيد بر خداوند است [ كه به آن حيوان بدهد ] ، زيرا امر به انجام كار و يا مباح